حبيب الله الهاشمي الخوئي

38

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

الجائزتين في حقّ الملائكة السّماوية ومقرّبي الحضرة الرّبوبيّة ، هذا تمام الكلام في شرح حال الملائكة حسبما اقتضاه المقام ويأتي شطر منه عند شرح بعض الخطب الآتية المقتضية لذلك كخطبة الأشباح وغيرها ، واللَّه الموفّق والمعين . الترجمة پس منشق كرد وگشود خداوند سبحانه وتعالى ميان آسمانهائى كه بلند هستند ، پس پر كرد آن طبقات را با أصناف مختلفة از ملائكة وفرشتگان خود ، پس بعضي از ايشان ساجدانند كه ركوع نمىكنند ، وبعضى راكعانند كه راست نمىايستند ، وبعضى ديگر صف زدگانند كه از صفوف ومكانهاى خود زايل نمىشوند ، وطائفهء تسبيح كنندگانند كه ملال وپريشانى نمىآورند ، عارض نمىشود بايشان خواب چشمها ونه سهو عقلها ونه سستى بدنها ونه غفلت فراموشى ، وبعضى ديگر امينانند بر وحى أو وزبانهاى صدقند در رسانيدن فرمايشات أو به پيغمبران وتردّد كنندگانند بقضاء وامر أو ، وبعضى ديگر از ايشان حافظانند بندگان خدا را از مكاره ومهالك ، وطايفه ديگر دربانان وخازنانند از براي درهاى بهشتهاى أو ، وبعضى ديگر از ايشان آنانند كه ثابت است در زمينهاى زيرين قدمهاى ايشان وبيرون رفته از آسمان بلند گردنهاى ايشان وخارج است از أطراف زمين وآسمان أعضا وجوارح ايشان ، ومناسبست با قائمه هاى عرش دوشهاى ايشان وپائين افتاده در زير عرش چشمان ايشان ، پيچيده شده اند در زير عرش ببالهاى خودشان ، زده شده ميان آنها وميان فروتر از آنها پرده هاى عزت وسترهاى قدرت وعظمت در حالتي كه توّهم نمىكنند پروردگار خودشان را بصورت در آوردن ، واجراء نمىكنند بر أو صفات مخلوقات را وتحديد نمىكنند أو را بمكانها واشاره نمىكنند بسوى أو بنظاير وأمثال ونعم ما قيل : برتر است از مدركات عقل ووهم لا جرم گم گشت در وى فكر وفهم چون بكلى روى گفت وگوى نيست هيچكس را جز خموشى روى نيست